حافظ اصلا "نه"نمیگه!

دو سال پیش یکی در گوشم گفت رادیو جدی گوش بده

جدیش نگرفتم

گفتم داداش من رادیو گوش نمیدم..بابا بزرگم از بس رادیو گوش داد دق کرد مرد. 

گفت اون رادیو رو نمیگم این رادیو رو میگم.. فرقی نداشت جفتش یکی بودن.. جفتشون دروغ میگفتن ولی دروغای این قشنگه. آدم دوس داره جملاتشو باور کنه.

حالا من به تو میگم..رادیو گوش کن.. اونم از نوع #جدیش

مث چهرازی نیست..آسون تره. شاعرانه تره

این صدایی که میلرزه و گاهی وقتا فک میکنی به کلماتی که بیان میکنه شک داره،

یا حتی بعضی وقتا به پوست شکلاتی که زیر میز افتاده، گیر میده صدای دانیال اسماعیلیانه

این قسمت ۱۳امشه. اسم نداره. شاید اسمش "حمل چمدان ممنوع" باشه!

شمام رادیوی خوبی داشتین زیر همین پست معرفی کنید

...ای کاش

ای کاش یکم گریه کنیم.

امم نه بابت تاریخ و جغرافیا..نه به خاطر زندگی نه..به خاطر خودم..به خاطر خودمون..

مگه جشن چیه؟جشن همین دیدن توعه که دلم آروم و قرار نداره..شونه هام سر سازگار نداره..بند نمیشم یجا 

مث کبوتری که تازه اومده توو اتاق..خودشو میزنه به در و دیوار..اونقد که نفسم میگیره و مغزم میگه خیله خب، 

خیله خب بلند شیم بریم لب پنجره. یه راه فراری واسه این کبوتر گیج پیدا کنیم. 

میخای که بذاریمش توی چمدون یواشکی ردش کنیم بره؟! نه بو میبرن! میفمن و قیچیش میکنن. 

میخوای با قفس بفرستیمش؟! چه پروازیه که با قفس باشه

به نظرم.. به نظرم بذاریمش توی سینه ی..ت و

توو قلبت..که هر جا رفتی باهات باشه و بتپه که غم کم شه که نفس بکشی. 

میبینی فاصله ها تو پرواز چقد کمه؟ 

میبینی بارون چقد نزدیکه؟

من هر شب نور قرمز بال چپتو از پایین میبینم، میبینی نور قرمز دست راستمو از اون بالا؟ 

میبینی زندگی با نفس آدم چیکار میکنه؟ میبینی شب چجوری وصل میشه به صب؟ 

میبینی حافظ اصن "نه نمیگه" !

میبینی عزیزم؟

منو از پشت شیشه ها میبینی؟


منبع این نوشته : منبع
میبینی ,رادیو ,خاطر ,باشه ,نداره ,کنیم